با سلام
در ادامه مطلب گذشته باید عرضه بدارم که عالم به دو بخش حق و باطل تقسیم میشود .
در قسمتی باطل و اهل آن می باشند در این بخش به واسطه حضور اهل باطل سراسر ظلمت است .
همه چیز بر اساس تاریکی است . تاریکی مبنای هر تحرکی است .بر همین اساس همه اهل باطل
تاریک اند .و اگر درست بنگریم تمام رذائل روحی از جمله تاریکی ها هستند و هر کسی که درای رذائل
روحی باشد در تاریکی.
بخش دیگر عالم بخش حق آن است که همانا بخش روشن است و کسانی در این بخش هستند که
در فضائل روحی وارد شده باشند فضائلی که از جنس نور و روشنی میباشند.
هیچ زمانی اهل باطل در حق و اهل حق در باطل وارد نخواهند شد مگر اینکه صفات بخش مقابل را
در خود ایجاد کرده باشند.
ادامه دارد .........
+ نوشته شده در یکشنبه نهم اسفند 1388ساعت 7:42 بعد از ظهر  توسط عبدالزهرا
|
با سلام
ظهور یعنی به ظاهر آمدن .
معمولا ظهور در مقابل غیبت است.
ما باید بدانیم امام زمان در غیبت نیست . بلکه این انسانها هستند که در غیبت هستند.
این ما هستیم که باید ظهور کنیم نه امام زمان . این ما هستیم که باید از غیبت به در آییم.
والسلام
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم دی 1388ساعت 4:45 بعد از ظهر  توسط عبدالزهرا
|
با سلام
می خواهم در مورد ظهور بنویسم .
یک ظهور کلی داریم که تمام عالم از نور ولایت بدون مانع برخوردار میشوند
که آن بسته به شرایط کلی جوامع بشزی دارد که خیلی در مورد آن صحبت شده است
ولی من در مورد ظهور شخصی صحبت دارم
آیا کسی میداند کدام است؟
+ نوشته شده در سه شنبه پانزدهم دی 1388ساعت 10:24 بعد از ظهر  توسط عبدالزهرا
|
بیت موسی گشته امشب طور سینایی دگر غرق نور آغوش موسی گشته از نور پسر
موسی عمران خبر کن تا که آید سوی طور
طور دیگر گشته برپا لیک مالامال نور
گوی موسی را که آید با ادب بشمرده گام
ایستد در جمع مشتاقان او در دست جام
آمده بهر ملاقات گل آل رسول
جملگی انبیائ و اولیا و هم بتول
جملگی استاده جن و انس و حوران و ملک
جام بر دستان تهی باشد تمامی تک به تک
آمده ساقی مستان با می قدر و قضا
نام نیکویش بود آقا علی موسی الرضا
آمده تا مظهر اسم رضای او بود
هم رضا از او بود هم مظهری از هو بود
عالم امکان شده شاد امشب از اقدام او
میگساری میکند اهل ولا از این سبو
امشب ای اهل ولا از جام او مستی کنید
از می ناب و طهورش خواهش هستی کنید
پیش پای نوگل زهرا بود جانم فدا
تا که شاید نوگل زهرا شود از من رضا
یا علی موسی الرضا بنما رضا امشب مرا
عبدزهرایم نما در این سرا و آن سرا
+ نوشته شده در جمعه هشتم آبان 1388ساعت 7:9 قبل از ظهر  توسط عبدالزهرا
|
با سلام
بعد از وقفه ای نسبتا طولانی می خواهم با استعانت از حق تعالی از صبر و استقامت بنویسم.
عالم هستی عالم معادلات است. و اگر می خواهیم رو به بالا حرکت کنیم باید وارد در معادلات شویم
و شرط ورود در معادلات پی بردن به معادله خود است. ما با جهان بیرون در تعدل کامل هستیم به
طوری که باید گفت جهان هستی معدله ای است که با حل آن میتوان پله های ترقی را به سمت حق
تعالی طی نمود.برای رسیدن به استقامت باید به جهان پیزامون مراجعه نمود . جهانی که به قیام قائم
پابرجاست. که:بالعدل قامت السموات والارض.هر چیزی در عالم خلقت به قیام قائم پابرجاست
اگر درست بنگریم خواهیم دید که تمام عالم خلقت در نمازند و برای در نماز بودن باید در ابتدا
قیام داشته باشند که دارند . همه عالم در قد قامت الصلاه است و انسان برای اینکه به نماز
عالم خلقت خود را برساند باید به استقامت برسد که اگر به استقامت صحیح برسد در
حقیقت جای خود را در صف نماز خلقت یافته است و او نیز جزئ عالمی شده است که :بالعدل
قامت السموات و الارض.و این نمیشود مگر شرایط به استقامت رسیدن را داشته باشد .
در پست بعدی انشاالله .......
+ نوشته شده در جمعه هفدهم مهر 1388ساعت 3:15 بعد از ظهر  توسط عبدالزهرا
|
انسان متقی از کسی که به او ظلم کرده در میگذرد.
انسان متقی در مسیری حرکت میکند تا مظهر اسمائ الله شود .از اسمائ خدای تعالی عفو است .
او نیز اگر میخواهد مظهر اسمائ الله شود باید عفو کند. او خود به درستی میداند که اگر خدای تعالی او را عفو
نکند به هیچ وجه نمی تواند قدم از قدم بردارد. او میداند که ورود او در دایره رحیمیت حق تعالی منوط به
عفو الهی از اوست. چرا که انسان در هر حال مقصر است و نیاز به عفو الهی دارد .
او نیز با این ذهنیت از دیگران در میگذرد تا حق تعالی نیز از او در گذرد و اینگونه او مراتب صعودی را
طی مینماید. امام صادق می فرماید :با کسی که از تو بریده وصل کن و عطا کن به کسی که از تو
دریغ داشته و خوبی کن به کسی که به تو بدی کرده و کسی که به تو دشنام داده با سلم با او برخورد کن
و با کسی که با تو خصومت کرده انصاف کن و عفو کن از کسی که به تو ظلم کرده مگر نمیبینی
خورشید خدا بر ابرار و فجار یکسان می تابد ؟و بارانش بر سر صالح و خطا کار یکسان می بارد؟
این است معنای عفو؟؟؟؟؟؟
+ نوشته شده در پنجشنبه یازدهم تیر 1388ساعت 9:11 بعد از ظهر  توسط عبدالزهرا
|
با سلام
انسان متقی لغزشش اندک است.
انسان متقی میداند بلکه میبیند که لغزش چه بلایی بر سر انسان می آورد.
ممکن است سوال شود از کجا می داند و به عبارت بهتر چگونه میبیند؟
باید عرض شود انسان به دنیا در ابتدا نازل شده .
نازل شدن یعنی چه؟
انسان ایتی از آیات الهی است بلکه ایت عظمای الهی است.
و آیات الهی جملگی نازل شده اند . و بعد از نزول نوبت به صعود و عروج میرسد.
انا لله و انا الیه راجعون.
باید به حقیقت این ایه رسید. از خداییم و به سوی خدا میرویم.
انیان متقی در مسیر حرکت به سوی خدا لاجرم باید از زمین و زمینیان فاصله بگیرد تا بتواند
پرواز کند .در مسیر پرواز او نظاره گر انیانهای در گل دنیا مانده می باشد .
آنهایی که پایشان در منجلاب دنیا ماده و قدرت حرکت ندارند .
انسان متقی به خاطر اشرافی که بر دنیا و دنیا زدگان دارد به خوبی لغزشگاه ها و لغزندگان
را میبیند و از محلهای لغزش با اوج پرواز خود فاصله میگیرد.
در ایجاست که مولای متقیان میفرماید انسان متقی لغزشش اندک میباشد.
والسلام
+ نوشته شده در جمعه بیست و هشتم فروردین 1388ساعت 1:28 بعد از ظهر  توسط عبدالزهرا
|
با سلام
دنیا میدان عملیات و جنگ است .
جنگی مابین خوب و بد.و انسان در این میدان محور اصلی این نبرداست.
قلب انسان میدان و جولانگاه این جنگ تمام عیار است. و نباید غافل از این مهم بود که اگر غفلت نماییم ضربه های کاری از دشمن دریافت خواهیم نمود
.تقوی نقش بسزایی در این کارزار دارد .
تقوی یعنی احتیاط.تقوی یعنی در میدان جنگ بی گدار به آب نزدن.
اهمیت تقوی در میدان جنگ قلب آدمی به مراتب بالاتر از عبور یک رزمنده از میدان مین است آنهم درفرصتی کوتاه.
حال این ما و این میدان جنگ پر از مین قلبمان و این فرصت بسیار اندک در این دنیا.
+ نوشته شده در پنجشنبه بیستم فروردین 1388ساعت 8:40 بعد از ظهر  توسط عبدالزهرا
|
با سلام
وقتی گفته میشود بمیرید قبل از اینکه شما را بمیرانند یعنی چه؟
مرگ یعنی کنار رفتن پرده ها از پیش دیدگان انسان .
یعنی قبل از اینکه به واسطه مرگ پرده از پیش دیدگان شما کنار رود باید تلاش نمود قبل از موت
اختیاری پرده ها را کنار زد.چرا که اگر انسان بتواند این کار بسیار سخت را انجام دهد بجای اینکه در
سرای باقی به حساب و کتاب او رسیدگی شود در همین دنیا به حساب و کتابش رسیدگی میشود
و در سرای باقی دیگر حسابی ندارد و بدون حساب در نعیم الهی وارد میشود انشاالله
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387ساعت 6:12 بعد از ظهر  توسط عبدالزهرا
|
با سلام
میخواهم از توهم بنویسم.
اگر بخواهیم تعریفی از توهم داشته باشیم میتوان گفت توهم احساس درونی انسان است
که موضوعات غیر واقعی را واقعی جلوه می دهد در حالی که هیچ واقعیتی ندارد.
اگر بخواهیم به گوشه ای از دلایل ایجاد توهم در افراد برسیم میتوان گفت
دلیل عمده عدم دسترسی به میزان صحیح است.زمانی که انسان به ترازوی درستی
دسترسی پیدا نمیکند با ترازویی که اصلا ابزار سنجش آن موضوع بخصوص نیست
شروع به سنجش اعمال و رفتار می کند در حالی که این ترازویی که او بکار
گرفته اصلا سنخیتی با موضوع ندارد .راه حل و درمان توهم این است که انسان به ترازوی
صحیح مراجعه کرده و خود را به میزان الاعمال عرضه کند .
از این نکته هم نباید غافل بود که به این راحتی ها نمیشود از توهم جدا گشته به دامن حق
برگشت مگر اینکه شوکی سنگین به انسان گرفتار وارد گردد.
از اینرو پیامبر مکرو اسلام میفرماید تمام مردم در خوابند زمانی که بمیرند بیدار میشوند.
در اینجا برای انسان خواب مرگ شوکی سنگین است که او را از وادی خواب و توهم
جدا میکند ولی چه فایده که آنزمان دیگر دیر است.
علج کار در این است که انسان شوکی سنگین به خود وارد نماید و آن مرگ است.
ممکن است سوال کنید این دیگر چه راه حلی است؟در این فرمایش نورانی راه حل ارائه شده
مرگ است ولی چگونه باید به مرگی زود هنگام رسید؟
در جایی دیگر میفرماید:موتوا قبل ان تموتوا. بمیرید قبل از انکه شما را بمیرانند.
در پست بعد به مرگ میپردازیم. انشاالله.
+ نوشته شده در چهارشنبه نهم بهمن 1387ساعت 8:29 بعد از ظهر  توسط عبدالزهرا
|